پاییز
میان همهمه ی برگهای خشک پاییزی ... ، ما هنوز از بهار لبریزیم به که گویم که تو منزلگه چشمان منی / به که گویم که تو گرمای دستان منی گرچه پاییز نشد همدم و همسایه ی من / به که گویم ک تو باران زمستان ... منی تو آن فرشته ای که وقتی در فصل پاییز راه می روی ... برگ در ختان انتظار می کشند زودتر از دیگری پاهایت را بوسه بزنند دوباره پاییز ! اما نه (( فصل خزان )) زرد دوباره پاییز ! اما نه فصل اندوه و درد دوباره پاییز فصل زیبای سادگی ... دوباره پاییز ، موسم شدید دلدادگی ...
نویسنده :
مادر
10:42



